مهارت های ارتباط با همسر, مهارت های همسرداری

علل طلاق عاطفی و راه حل های آن

طلاق عاطفی

طلاق عاطفی:
اگر بخواهیم در چند خط طلاق عاطفی که به آن طلاق خاموش نیز نام می دهند را توضیح دهیم باید بگوییم زمانی که زوجین در رابطه عاطفی خود دچار مشکلاتی نظیر عدم وجود رضایت، درک نکردن صحیح یکدیگر، نداشتن صداقت و محکوم کردن طرف مقابل هستند دچار سردی و بی علاقگی نسبت به هم خواهند شد؛ البته که همچنان زیر یک سقف مشترک زندگی می کنند اما نقطه اشتراکات آن ها رو به زوال است و هر کدام در سنگر تنهایی خودش فرو می رود.
موسسه آوای بهار به سرپرستی خانم دکتر معصومه تفته آماده خدمت رسانی به شما عزیزان است. برای درخواست مشاور خانواده در سریع ترین زمان ممکن از ما کمک بخواهید.

اثر مخرب طلاق بر فرزندان و کودکان

طلاق ها در دو دسته قرار می گیرند:
⦁ زوجین به این نتیجه رسیده اند که باید از یکدیگر جدا شوند؛ پس به صورت قانونی اقدام به باطل کردن سند ازدواج خود می کنند.
⦁ دسته بعدی از افراد به دلایل مختلف فرهنگی معنوی، دیدگاه خانواده ها، جامعه و… از آشکار کردن آن پرهیز می کنند و اینگونه طلاق ها به صورت پنهان باقی می ماند.
جامعه آماری:
خانواده در درجه اول از مهم ترین نهاد های جامعه به شمار می رود که افراد با تربیت گرفتن از آن به جامعه وارد می شوند. در پی گرفتن طلاق چه آشکارا چه نهان تاثیرات مخربی بر خانواده های دو طرف از جمله زن و مرد و فرزندان آن دو و همچنین جامعه یک کشور می گذارد.
اگر چه اوضاع ازدواج و طلاق در کشور چنگی به دل نمی زند و متاسفانه وارد منطقه ی قرمز شده ایم؛ به طوری که در سال 1397 به ازای هر 100 ازدواج 34 طلاق هم ثبت شده است. این آمار با آنکه نگران کننده هست اما واقعی نیست! زیرا به هیچ عنوان نمی توان طلاق عاطفی که در بین زوجین روی داده و در هیچ جا ثبت نشده را جزو آمار حساب کرد. این یعنی وضع از چیزی که در تصور داریم هم بدتر است.
حالا که خواندن این اعداد و ارقام تنها دلهره ی ما را بیشتر می کند باید دنبال راه نجات برای آن باشیم؟

طلاق عاطفی
در کجای مسیر قرار گرفته اید:
دانستن این که شما و پارتنرتان در کجای مسیر طلاق عاطفی قرار دارید می تواند گام بزرگی در اصلاح و بهبود روابط تان باشد.
⦁ ابتدای مسیر: اگر با همسر و شریک زندگیتان گفت و گو هایی دارید که آن ها عمدتا شبیه به گله گذاری و شکایت کردن است و یا انتظاراتی در راه بهتر شدن شخصیت پارتنرتان دارید که به آن ها اهمیت داده نمی شود همچنین شخص خودتان هم، قدمی برای اصلاح بر نمی دارد پس در مرحله ی شروع یک طلاق عاطفی هستید.
⦁ نیمه ی راه: افرادی که در نیمه ی راه هستند و مرحله ی قبل را مدت هاست که پشت سر گذاشته اند حالا دعوا کننده می شوند. خواسته هایشان را با داد و فریاد می گویند؛ توان کنترل خود نسبت به خشم طغیان کرده وجودشان را ندارند و هر دو طرف عشق و آرامش را در زندگی گم کرده اند.
⦁ مرحله آخر: در اینجا فرد یا زوجین دچار سردی و بی حسی شده اند. دیگر در پی انجام مسئولیت های خود نیستند و به اتفاقات رابطه خود واکنشی نشان نمی دهند؛ به افراد خانواده مثل همسر یا فرزندان توجهی نمی کنند و دیگر میل و رغبت انجام کاری را ندارند.

طلاق اولین راه حل نیست
طلاق عاطفی چه علل و دلایلی را به دوش می کشد؟:
دانستن این که چه عواملی باعث شده است ما از شریک زندگیمان دلسرد شویم و رابطه عاشقانه مان را نادیده بگیریم در جلوگیری از جدایی و بهبود رابطه به ما کمک خواهد کرد. در ادامه با دلایل طلاق عاطفی آشنا خواهید شد.
⦁ سن زوجین: با آنکه در اطرافمان با افرادی برخورد می کنیم که سن را مولفه ی مهمی در رابطه داشتن نمی دانند اما باید توجه کنید که اختلافات سنی از 7 تا 10 سال بیشتر نشود؛ این اتفاق افراد را با خواسته هایی متفاوت، درک نکردن یکدیگر و دو عالم جداگانه همراه می کند. برای مثال مردی که هیجانات دهه سوم زندگی خود را گذرانده است نیازش فضایی آرام تر و پر رنگ بودن خانواده است اما زنی که تازه وارد دهه سوم زندگی شده است پر از شور و هیجان و تب و تاب است. بنابراین نه مرد می تواند به خوبی نیاز های زن را فراهم کند و نه زن برطرف کننده نیاز ها و خواسته های مرد است. همچنین عامل دیگر می تواند بزرگ بودن زن از مرد باشد. زنان زودتر به بلوغ فکری می رسند از این رو در مواجهه با پارتنر خود احساس بزرگی می کنند و نمی توانند او را به درستی درک کنند. ضمن اینکه ذهن آن ها دائم دغدغه حضور زنان جوان تر و زیبا روی تر را دارد.
⦁ تفاوت شخصیت ها: شخصیت تعریف واحدی ندارد اما همه ی ما آن را مجموعه ای از رفتار ها، افکار، نحوه برخورد و نگرش های اجتماعی افراد میبینیم؛ چیزی که اغلب در زندگیمان ثابت می ماند. حالا اگر دو نفر با دو شخصیت متفاوت زیر یک سقف باشند و نتوانند با هم صادق باشند و یا نیاز های یکدیگر را به خوبی رفع و رجوع کنند به نقطه ای خواهند رسید که به آن طلاق عاطفی می گویند.
⦁ ازدواج هیجانی: این نوع ازدواج که هم اکنون با سیر صعودی در جامعه رو به رشد است می تواند عامل بسیاری از طلاق های عاطفی باشد. به گونه ای که یکی از زوجین با دیدن و کشف یک عامل در فرد مقابلش او را برای ازدواج مناسب می داند اما در آینده ای نه چندان طولانی فرد متوجه اشتباه خود می شود و به دنبال راه حل می گردد، راهی که شاید او را از چارچوب اصول خانواده نیز خارج کند.
⦁ عدم یادگیری مهارت عشق ورزیدن: زمانی که زوجین بلد نباشند که به یکدیگر عشق ورزی کنند و احساسات خودشان را با هم در میان بگذارند احتمال اینکه کارشان به جدایی کشیده شود بالاست.
⦁ فقر و فشار اقتصادی: مشکلات اقتصادی در هر خانواده ای می تواند منجر به فروپاشی آن شود.
⦁ ازدواج بدون شناخت و آگاهی: ازدواج هایی که بدون شناخت صورت می گیرد ممکن است در ادامه با سوالات متعدد و شک و تردید هایی از جمله شک به علاقه ی خود به فرد مقابل یا برعکس و… مواجه شود.
⦁ فرزندان: با آنکه همه ی ما می دانیم کودکان نشاط بخش زندگی مشترک هستند اما گاهی سپردن تمام حواس به آن ها و غافل شدن از همسرمان می تواند زندگی را دچار تنش و اختلال کند.
⦁ کمرنگ شدن رابطه جنسی: تشکیل خانواده درست ترین راه برای پاسخگویی به نیاز های جنسی و طبیعی بدن است. اگر در این راه میل افراد به داشتن رابطه با یکدیگر سرد شود آن وقت باید منتظر اتفاقات ناگواری باشیم.

آسیب ناشی از طلاق عاطفی بر تربیت فرزندان
راه حل ها را پیدا کنید:
اکنون که به دنبال راه حلی جدی برای اصلاح و بهبود روابطتان هستید، زوج درمانی و مراجعه به مشاور را در اولویت قرار دهید. اما اگر امکان دسترسی به مشاور را ندارید آوای بهار شما را با تعدادی از راه حل های موثر آشنا می کند:
⦁ گوش هایتان را فعال کنید: بسیاری از زنان در جلسات مشاوره خانواده اظهار می کنند که همسرشان به درخواست و نیاز های آن ها گوش نمی دهد؛ در واقع مردان در حین گفت و گو بیشتر به دنبال جمع آوری مدارکی هستند که صحت و سقم حرف های خودشان را اثبات کنند. در این هنگام پیشنهاد می کنیم که به طور فعال و با تمام حواستان به حرف های همسرتان گوش فرا دهید.
⦁ احترام در کلام را فراموش نکنید: هر جا که احترام و حرمت ها را زیر پا له کنید نتیجه ی ناخوشایندی نصیبتان خواهد شد.
⦁ از برچسب زدن پرهیز کنید: زمانی که در گفت و گو با پارتنرتان هستید نباید به هویت و شخصیت او توهین کنید و یا تهمت بزنید.
⦁ امید داشته باشید: امید داشتن به بهبود رابطه و قدم برداشتن در مسیر می تواند بسیار موثر واقع شود.
⦁ دست از تلاش برندارید: زمانی که تصمیم گرفته اید پا در مسیری بگذارید نباید در اولین شکست ناامید شوید و کناره بگیرید. مانند کودکان که پس از زمین خوردن از جا بلند می شوند و دوباره حرکت می کنند شما هم تمام سعی تان را برای تداوم رابطه و نرسیدن به نقطه ی پایان به کار بگیرید.
⦁ روز های خوب را دوباره یادآوری کنید: زمانی که در پناهگاه تنهایی خودتان فرو رفته اید و مشغول بافتن کلاف تنفر هستید به روز های خوب و لحظاتی که برای با هم بودنتان تلاش کرده اید فکر کنید و آن را دوباره برای خود یادآوری کند.
⦁ نکات مثبت را فراموش نکنید: زمانی که می خواهید شخصیت همسرتان را به خودتان یادآوری کنید تنها نقاط ضعف و منفی او را نبینید بلکه این عینک بدبینی را کنار بگذارید و به شخصیت والا و نقاط مثبت او نیز توجه داشته باشید.
⦁ گذشته را یادآوری نکنید: از اینکه اتفاقات ناخوشایند گذشته را برای خودتان ردیف و به جزئیات آنها دقت کنید، دوری بجویید.
⦁ دنیای هم را بشناسید: با هم از تفکرات و انتظارات یکدیگر صحبت کنید. گویی می خواهید از نو با هم آشنا شوید و در برطرف کردن نیاز ها تلاش کنید.
⦁ محبت کنید: محبت کردن هیچگاه بی تاثیر نمی ماند و دیر یا زود چراغ رابطه را شعله ور می کند.
⦁ زوج درمانی را فراموش نکنید: در آخر باز اعلام می داریم که یکی از مهم ترین عامل های بهبود روابط مراجعه به یک مشاور خانواده مجرب است. در روند زوج درمانی، درمانگر شما می تواند برای بهبود روابط راه حل هایی را ارائه کند و با توجه به شناختی که دارد مشکلات عدیده رابطه را شناسایی و به شما اعلام نماید تا در کوتاه ترین زمان نارضایتی ها را از بین ببرید.
دکتر معصومه تفته، مشاور ازدواج و مشاور خانواده ی موسسه آوای بهار می تواند در زمینه ی حل مشکلات زناشویی به شما راهکار هایی طلایی ارائه کند و در سخت ترین شرایط همدل و همراز شما باشد.

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید